مدح و شهادت حضرت امام جعفر صادق علیهالسلام
انگـار بین نـور نگـاری نـشـسـته است در پشت پرده آیـنـهداری نـشـسته است بالای طاق عرش، شُعاری نشسته است: در مکتب تو طفل فـراری نشسته است از کودکی به لطف همین عشق، بالغـیم شـاگـردهـای مـدرسـۀ قــالَ صــادقـیــم مصباح تو چراغ مسـیر شریعـت است مـفـتاح تـو کـلـیـد بـیـان حـقـیـقـت است شـاگردی مرام تو عـین طریـقـت است شیعه به لطف علم تو صاحبفضیلت است تیغت برای معرکه مُعضَل درست کرد نُـطـقِ مُـفـَصَّل تو مُـفـَّضَل درست کرد وقـتـش رسـیـده است که انـدوه کم شود شـادی حـریف خـاطـرۀ تـلـخِ غـم شـود ای کاش عـاشـق تو کـمی با جَـنـَم شود شـایـد تـنــور گـرم تـو سـهـم دلـم شـود در شـعـلهها حـرارت عـشـق مرا ببـین هـارونِ سـربـلـنـد خـودت را بـیا بـبـین خـورشـیـد را نگـاه تو در بندِ مـاه کرد شب را هـبـوط روشـن تو زابـراه کـرد چشمی که در تو خـیره نشد اشتباه کرد راه عــراق را قــدمــت شـــاهراه کــرد بـوسـیـدن مـزار عـلـی یـادگـار تـوست گلدستههای صحن نجف شاهکار توست روح مـرا زمــان گـدایـی عـفـیـف کـن ابـلیـس را مـقـابـل نَـفْـسـم ضعـیـف کن طـبـع مـرا به یُـمـن دعـایت لطـیف کن بـیـتـی بـسـاز و قـافـیـهام را ردیف کن مضمون ناب گیسوی تو باب دلبریست تشریح مو به موی تو در شعرِ حِمْیَریست در جـبـهـههای اشک، تو خـطِّ مُـقـَدمی خِـضـرِ تـمــام گـریــهکُـنــان مُـکـرمـی بـنــیـانگـذار روضـۀ اربـاب عــالـمـی بــانـی خـیـمـههـای عــزای مـحــرمـی نُوحُوا عَلَی الحـسین شُعـار ظـهـور شد اسـباب نوحـهخـوانی ما با تو جـور شد دیـبــاچــۀ شـعــائــر تـو مـیُکـشـد مـرا اشکِ هـمیـشـه حاضر تو میکـشد مرا غـمخـوردن مـنـابـر تـو مـیکـشـد مـرا قـبــر بــدون زائــر تــو مـیکـشـد مـرا خـاک بــقــیـع را حـسـنآبـاد مـیکـنـیـم مـنـبـر به نـامِ نـامیات ایجـاد میکـنـیم داغ تـو در مـیــان دلـم بـیـشــتــر شــده آتـش بـلای خـانـۀ خَــیــرُالـبـَـشَـر شـده هـیـزم دومـرتـبـه دمِ در شـعـلهور شده این کـوچـۀ مـدیـنـه عجـب دردسر شده گرچه دل تو سوخت و چشمان تو گریست شکر خدا که همسر تو بین شعله نیست رنج طنـاب اگرچه که شـأن پـرت نبود دیگر سنان مـست که دور و برت نبود زَجـرِ پـلـیـد هــمسـفـر دخــتـرت نـبـود عـمـّامۀ تو گرچه به روی سـرت نـبود آن را کسی به زور نبرده است شکرحق پـیـراهن تو دست نخورده است شکرحق |